الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
343
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) به غير از خبر سابق كه از تفسير حجّام نقل شد ، هيچ خبر ديگرى از بنى هاشم يا بنى عبد المطلّب از عشيرهء نزديك پيغمبر كه به اين جلسهء خاص دعوت شده باشند ، نقل نشده است . حتى از عباس ، عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه به اين جلسه دعوت شده بود و درخواست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ردّ كرد ، چيزى نقل نشده است . همين عدم استجابت عباس به درخواست پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله باعث شد كه على عليه السّلام وارث پسر عمويش شود ، البّته با معناى صحيح وراثت در اين مورد . ( 2 ) در اين مورد سيّد بن طاووس در سعد السعود از تفسير حجّام با سند خود از حسين بن حكم حبرى ، و از طبرى با سندى از ربيعة بن ناجد نقل مىكند كه مردى به على عليه السّلام فرمود : يا امير المؤمنين ، چرا شما از پسر عمويت ارث بردى و عمويت از او ارث نبرد ؟ على عليه السّلام روى به مردم نمود و سه بار فرمود : بياييد ، بياييد ، بياييد . به طورى كه مردم در اطرافش جمع شدند و آمادهء شنيدن حرفهايش شدند . سپس فرمود : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بنى عبد المطلّب را دعوت كرد - يا جمع كرد - كه هر كدام از آنها به تنهايى يك گوسفند را مىخورد و به تنهايى يك ظرف نوشيدنى مىنوشيد . براى آنها يك مدّ ( دو دست ) غذا تهيه كرد ؛ اما همگى از آن سير شدند و غذا به همان مقدار اوليه اضافه آمد ، گويى كه كسى به آن دست نزده است . سپس ظرف كوچكى را طلب كرد و همگى از آن نوشيدند و سيراب شدند ، اما نوشيدنى ، هم چنان به حال خود باقى بود و گويى كه كسى به آن لب نزده است . « 1 » سپس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى فرزندان عبد المطلب من به سوى همهء مردم و به خصوص براى هدايت شما برانگيخته شدهام . هرآينه آنچه كه از نشانه و معجزه لازم باشد ديديد و شنيديد . حال كدام يك از شما با من بيعت مىكند كه برادر و همراه و وارث من باشد ؟ هيچ كس جواب نداد . اما من كه از همه كوچكتر بودم ، بلند شدم و اظهار آمادگى كردم . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بنشين . ( 3 ) آن حضرت درخواست خويش را سه مرتبه تكرار كرد و در هر دفعه فقط من اظهار آمادگى مىكردم و او مىفرمود : بنشين . تا اين كه پس از مرتبهء سوم دستش را در دست من گذاشت و با من بيعت كرد و به اين ترتيب من وارث پسر عمويم شدم و عمويم عباس لايق اين مقام نشد . « 2 »
--> ( 1 ) . تكميل خبر از تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 321 . ( 2 ) . سعد السعود ، ص 104 - 105 . اسم راوى در نسخه چاپ شده : ابى ربيعة بن ماجد است و در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 214 ، ابى ربيعة بن ناجد آمده است و در علل الشرائع ، و همچنين در تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 321 ربيعة بن ناجد ثبت شده و همين صحيح است .